پناه می برم به عشق...

پناه می برم به عشق...
از شرِّ چشمهایت!
از وسوسه ی آن نگاه های زلزله خیز...!
از تو به تو می گریزم...
آنگاه که با رستاخیز واژه ها راه می افتی و
قیامت به پا می کنی در شعرهایم پناه میبرم به شعر...
به واژه هایی که در وصف تو وحی می شود...!
در شیپورِ قلم می دمم...
وَ تو چه می دانی...
آن دم که خاطره ها از گورِ سینه بر می خیزند...
چگونه لرزه بر اندامِ کاغذها می اندازند...
قسم به عشق...
آنگاه که مرا...
با چشمهای تو محشور می کند...!
دیدگاه ها (۱)

پناه می برم به عشق ،از شرِّ چشمهایت از وسوسه ی آن نگاه های ز...

شب پیوند دو اقیانوسه ...چقدر کوچکند واژه ها برای توصیف !سید ...

دوستَت دارَم، غزلهایَم تمامَش مالِ تو...شعرهایم- هرچه دارم، ...

دوستَت دارَم، غزلهایَم تمامَش مالِ توشعرهایم هرچه دارم، عیدی...

‍ #پست_اینستاگرامی_همسر_شهید_محمد_بلباسی مجلس اول:شوق واژه ع...

نوشت فاطمه یعنی خدا غزل گفته است...

تو نیستی و نمی دانی که نگاهت نبض تمام شعر های من ...

🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺شنیده می‌شود از آسمان صدایی که...کشیده شعر مرا باز...

🍂🌸 امام حسن مجتبی (علیه السلام):🌸کسی که قرآن بخواند، دیر یا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط