ویو جونگکوک

ویو جونگکوک
زبونم و تو لپم فرو کردم
-ولی من که دیروز محکم نزدمت
که خندش گرفت
÷اره از همیشه آروم تر بود،اما منظورم اون نبود..از لحاظ روحی...

میخواستم امتحانش کنم

- دوست داری آزاد شی؟
÷ازادی که خوبه اما...نه من به اینجا عادت کردم اما دلم میخواد گاهی اوقات برم به خانوادم سر بزنم

-بیا اینجا
از آکواریم در اومد و سمتم اومد
- یه چیزی رو موهات چسبیده
GPS و انداختم رو موهاش طوری که نفهمه
÷چی چسبیده؟
-هیچی الان تمیزه...میتونی الان بری پیش خانوادت اما فقط تا امشب چون امشب جشنه و باید تو هم باشی.

که از خوشحالی جیغ کشید
÷ممنونم ممنونم ممنونممممم
-خب برو دیگه
÷کسی و نمیزارین مراقبم باشه؟
-نه بهت اعتماد دارم
÷ممنونم زود میاممم خدانگهدار
داشت می‌رفت که با جادوم تو جاش قفلش کردم
دیدگاه ها (۰)

ویو جونگکوک فک کردم قرارع دایی بشم ولی ولش -هیچی...آت+بل- بر...

ویو آتبادیگاردا پری هارو بردن انبار منم که خیلییی مشتاق بودم...

ویو آتبغضم گرفت م..من برده نیستم -هستی هستییی اتتتت (عربدع)ج...

ویو جونگکوک همه از کیک برداشتن و منم همینطور منو جین هم زمان...

قسمت اول

پارت ۱۵ویو اکو اتسو از دیوار گرفته بود و آروم می‌ومد من ر...

spanish girl:2

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط