کاش امشب خندها جان میگرفت،ماجرای درد پیان میگرفت،اه از ای

کاش امشب خندها جان میگرفت،ماجرای درد پیان میگرفت،اه از این روزگار،سرنوشت را چه نا زیبا نوشت،دردها امشب فراموشم کنید،بادهای مرگ خاموشم کنید،کاروانی ازپرستوها گذشت، قسمت من حسرت افسوس گشت،ای عاشقان از شما جا مانده ام با هزاران درد تنها مانده ام.
دیدگاه ها (۲۳)

ﻣﯽ ﺳُﺮﺍﯾﻢ " ﺗﻮ " ﻭﭼﺸﻤﺎﻥ " ﺗﻮ " ﺭﺍﻧﻪ ﺳﭙﯿﺪﯼﻧﻪ ﻏﺰﻝ ....ﺗﻮﺋﯽ ﺁﻥ ...

ﻋﺎﺷﻘﻢﺍﻫﻞﮐﻮﭼﻪ ﯼ ﺑﻦﺑﺴﺖ ﮐـﻨﺎﺭﯼ،ک ﺗﻮ ﺍﺯ پنجرﻩﺍﺵ ﭘﺎﯼ ب ﻗﻠﺐ ﻣﻦِ ﺩﯾ...

از یاد نمیبرمهرگز!تو را عشق زیبای تو را لحظه قشنگ دوست داشتن...

من نشانی از تو ندارم،اما نشانی ام را برای تو مینویسم:در پاسی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط