سناریو

سناریو

وقتی‌ که حوصله سر رفته بود و رفتی که باهاشون شوخی‌کنی........


(نامجون)

داش کتاب مطالعه میکرد و توام رفتی و نقاب ترسناک به صورتت زدی و بدون صدایی رفتی جلوش و اون کتاب و از روی صورتش برداشت


نامجون: ا/ت بیا باهم......(تو رو دید) جیغغغغ یا خدا ا/ت کم مزه بریز سکته کردم

ا/ت : ( خنده بلند )

نامجون: نشونت میدم

بلند میشه دنبالت اون روز حسابی خندیدین


(جین)

داشت آشپزی میکرد و تو پشت سرش با یک عالمه آرد به دست بودی برگشت نمک برداره که همشو ریختی تو صورت و موهاش

جین: ااااااااااااااا/تتتتتتتتتت فقط وایسا تا بگیرمتتتت

و افتاد دنبالت

ا/ت : جین غلط کردم گوه خوردم وای کمککککک

و اون روز حسابی خندیدین و از غذا لذت بردین


(یونگی)

امروز پنج شنبه بود و نباید میرفت شرکت واسه همین تو ام ذهن منحرف و شیطانی ات رو با کار انداختی رفتی تو اتاقتون مثل همیشه خواب بود و ساعت ۸ و نیم و نشون میداد خامه برداشتی و رو دستش ریختی

یک پر برداشتی باهاش دماغش و قلقلک دادی اونم با دست خامه ایش دماغشو خاروند و کل صورتش و با خامه یک سان کرد و تو با صدای بلند خندیدی که بیدار شد

یونگی: بیبی چیه این وقت صبح میخندی خواب راحت از دستت ندارم

ا/ت: خنده بلند


یونگی: میرم دسشویی برو صبحانه حاضر کن بعدش میریم خونه اعضا

ا/ت: خنده) باشه آخ جوننننن

یونگی: کیوت [رفت صورتش و بشوره با صورت خامه ای تو آینه مواجه شد و حسابی عصبی شد صورتش و شست بلند اسمتو داد زد] اااا/تتتتت بگیرمت زنده نیستی

ا/ت: غلط کردمممم( الفرار)

و اون روز بهتون خوش گذشت و رابطه سختی داشتین.اهم دیگه



(جیهوپ)

تو باغ گل بود و داشت به گل ها آب میداد و تو ام میدونستی رو گل هاش حساسه یک شاخه گل و کندی و رفتی پیشش و صداش کردی

ا/ت: مستر جیهوپ اینجارو نگااااا ( نگاهت کرد و توهم جلوش گل رو پر پر کردی)


جیهوپ با چشمای درشت نگات کرد

جیهوپ: ا/تتتت وایسا تا حسابت و برسم


و دنبالت کرد و گرفتت و پات سر خورد و همراه هم افتادین تو استخر و تو شنا بلد نبودی

و جیهوپ سریع از گرفتت و گذاشا لبه ی استخر

جیهوپ : حقته


و بعد باهم خندیدین

(جیمین)


بعد از مدت ها فیلم مورد علاقش اومده بود و ۵ دقیقه دیگه پخش میشد و تو ام رفتی و برقارو قط کردی

جیمین : نههههههه الان شروع میشه

ا/ت : وای وای برق رفت چیکار کنیم

جیمین نگات کرد

جیمین: میدونم چیکارت کنم

ا/ت: واییییییییییی(الفرار)

و فرار کردی و اون تو رو گرفت برد تو اتاقتون و انداخت رو تخت و همه ی پتو هاتونو دور تو پیچوند

ا/ت:‌جیمینا گوه خوردم منو بیار بیرون نمیتونم تکون بخورم

جیمین: حقته حالا تا وقتی فیلمم تموم بشه همینجوری هستی

بعد کولت کرد و گذاشت رو کاناپه برق ها رو وصل کرد و فیلمش و دید و

اون روز خیلی بهتون خوش گذشت ..
دیدگاه ها (۱)

سناریوادامهتهیونگداشت فیلم میدید و تو ام با یونتان نقشه کشید...

ای جاننن هوش رو برم😂

یونگی کیوت😂🤣

حالا بگو بی تی اس دختره بابا داره میگه میتونه کاری کنه...(سا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط