ادامه پارت ۷

ادامه پارت ۷

واقعا نمی‌دانست که چجوری جلو این فاجعه را بگیرد با لحن کمی آرامی گفت
الکس : تهیونگ ! چی از جونم میخواهی ..
تهیونگ با چهره خنثی به دخترک زول زد با همان دستی که تو جیب بود را بیرون کشید و سمته دخترک انگشت اشاره اش را گرفته با لحن تهدید آمیزی نجوا کرد
تهیونگ: برو بشین رو صندلی
الکس برای لحظه ای قلبش به شدت تپید و کم کم نگاهش سر خورد رو زمین جلو این همه آدم می‌توانست نه بگه پس تمام جرعتش را جم کرد و سمتش نگاه کرد
الکس: تهیونگ باید برم
تهیونگ محکم مج دست الکس را گرفت و سمته خودش کشاند تا حدی که هیچ قدمی در میان آن دو نفر وجود نداشت تهیونگ با چشم های که بی‌رحمی ازش می‌بارید و کمی عصبی غرید
تهیونگ: برو بشین تا این دست لعنتی تو نشکوندم
الکس نگاهش زود زود رو صورت تهیونگ انداخت و محکم دستش را از میان دست تهیونگ بیرون کشید بلافاصله با آن یکی دست همان جای قرمز رنگ را گرفت تهیونگ سمته صندلی جلوی رفت بلافاصله روش نشست دخترک ناچاری روی صندلی نشست و آروم زمزمه کرد
الکس : باید به هیجو بگم منتظرم بود
تهیونگ با جدیت به دخترک زول زد و گفت
تهیونگ: .. اس ام آس بزن بهش ....
دیدگاه ها (۲)

⁦⁩⁦⁦๑⁠˙⁠❥⁠˙⁠๑⁩بوسه دردناک ⁦⁦๑⁠˙⁠❥⁠˙⁠๑پارت ۸ ⁦دخترک با ترس به...

⁦⁩⁦⁦๑⁠˙⁠❥⁠˙⁠๑⁩بوسه دردناک ⁦⁦๑⁠˙⁠❥⁠˙⁠๑پارت ۹ . الکس با ترس به...

⁦⁩⁦⁦๑⁠˙⁠❥⁠˙⁠๑⁩بوسه دردناک ⁦⁦๑⁠˙⁠❥⁠˙⁠๑پارت ۷ الکس نگاه با عشو...

ادامه پارت الکس : واقعا سخته .. خیلی هیجو به صندلی پشت اش تک...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ⁴⁰. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮.تهیونگ چند ثانیه ...

دردسر های بچه داری پارت۵

『 𝙊𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙙𝙜𝙚 𝙊𝙛 𝘽𝙚𝙩𝙧𝙖𝙮𝙖𝙡 』𝙋𝙖𝙧𝙩 : ⁴⁸تهیونگ چند ثانیه فقط به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط