نیست در شهر نگاری که دل ما ببرد

نیست در شهر نگاری که دل ما ببرد
بختم ار یار شود رختم از این جا ببرد
#حافظ
دیدگاه ها (۱)

ماه آسمانم ..تو ڪہ باشی منظومہ‌ے تاریڪ شب‌هاخالی از هر ستاره...

تورا چه غم؟که یکی در غمت به جان آمد... #سعدی

گر مرا هیچ نباشد نه به دنیا نه به عُقبـیچون تو دارمـ ...

حافظ شیرین سخن کـمتر بگو از زلف یاراین دلِ دیوانه ام ،هر شب ...

بادبزن ایرانی، ۱۸۸۴ میلادی.این غزل حافظ بروی آن حک شده :دوش ...

آن چیز که در سینه‌ی من بود، دگر نیستآن عشق که جان‌مایه‌ی غم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط