*گل یخ*
*گل یخ*
*محمد*
فرشته خواب بود نمی دونم چطور رفتم حمام با لباس رفتم زیر دوش نفسم بند اومد تنم داغ بود وآب یخ هر چقدر موندم زیر آب فایده نداشت ولی یکم بهتر شدم حوله فرشته تو حمام بودولی اندازه من نبود نمی خواستم بیدارش کنم ولی مجبور بودم در حموم رو باز کردم چند بار صداش کردم خوابالود اومد طرف در حمام
- چی شده
- حولمو بیار
خدا لعنتت کنه این چی بود پوشیده بود وقتی برگشت چشاش بسته بود از خواب چقدر با مزه بود چرا شراره نمی تونست منو اینجوری جذب کنه ولی این کوچلو....
دستشو گرفتم کشوندمش تو حمام
- هییییییی ...محمد ...
بردمش زیر دوش جیغ زد
- سرده دیونه ...
برااولین بار لباشو بوسیدم اولش تقلا کرد ازم جدا شه بعدش اروم شد وهمراهیم کرد
با لبخند نگاش می کردم که چه آروم خواب بود برگشت دستشو گذاشت رو سینم دستشو گرفتم کف دستشو بوسیدم چشاشو باز کرد نگام کرد
- صبح بخیر پیشی
صورتشو تو سینم قایم کرد اخی خجالت می کشید
- کادوی من کو
یهو سرشو بالا گرفت وبا اخم گفت : کادوی چی ؟
- کادوی تولدم دیگه اینا برای چیه
- خوب اینا برای تولد خودم بود
- تولدت ...تولد من بود کوچلو
- نه تولد خودمم بود ...تولدمون یه روزه
- واقعا
- اره
- من نمی دونستم
- مهم نیست
از تخت رفت پایین وگفت : وایسا الان میام
نشستم به تاج تخت تکیه دادم وقتی برگشت کیک تو دستش بود وشمع هاش روشن
- تولدت مبارک شرک .
خندیدم وگفتم : مرسی گربه ای خوشگل
کیک رو مقابلم گرفت وگفت : فوت کن
- باهم فوت کنیم
رو کیک یکی از عکس هامون بودکه کنار پل گرفته بودیم هردو می خندیدیم نگاش کردم اشاره کردم فوت کنه با هم فوت کردیم
- بلند شدم گفتم :وایسا تا بیام
رفتم سراغ کمدم کلیدصندوقچه ای اسرار آمیزم که خودم این اسمو گذاشته بودم روش رو از تو جیب کتم در آوردم وصندوقچه رو باز کردم گردنبند یادگاری که برام مونده بود رو برداشتم وبرگشتم فرشته صورتشو شسته بود داشت صورتشو خشک می کرد منم دست صورتمو شستم مسواک زدم و رفتم پشت سر فرشته که داشت موهاش شونه می کرد موهاش کنار زدم از آینه نگام می کرد گردنبندو انداختم گردنش وبراش بستم بوی موهاش ادمو مست می کرد تو سرشوبوسیدم وگفتم : نمی دونستم تولدته جبران میشه
لبخند زد وبلند شد ویه جعبه جلوم گرفت
ازش گرفتم وبازش کردم جالب بود هدیه اونم گردنبند بود خم شدم بغلش کردم
- وای محمد ...
دستاشو دور گردنم انداخت
- نترس کوچلو برام ببند
گردنبندو برام بست وگفت : بزارم پایین
- نچ
- محمد می ترسم میندازیم
خندیدم گفتم : اول بوس
- پرروی سیر نمیشی
-نچ تازه مزشو چشیدم روزی چندتا میخوام .
یهو در باز شد زن عمو نگران بود با دیدن ما نفس راحتی کشیدو گفت : خدا بگم چیکارت کنه محمد دلم هزار جا رفت ماشینتو ندیدم
من سرخ شدم از خجالت ولی مگه محمد منو می زاشت پایین
- ماشینم دادم دوستم شرمنده نگران شدی مامانم
زن عمو خندید وگفت : دختر بیچاره آب شد تو بی خیالی
محمد خندید وگفت: اخه هر کاری می کنم بوسم نمی کنه
محمد گذاشتم پایین زن عمو اومد بغلش کرد وتولدشو تبریک گفت
- تولد فرشته هم هست
زن عمو اخم کرد گفت : می دونم بهتره بگی بود چون دیروز تولدتون بود تو هم بعد نهار زدی بیرون
- امروز جبران می کنم
زن عمو بوسیدم بعد متعجب گردنبندی که محمد بهم کادو دادرو نگاه کرد ورو به محمد لبخند زد ورفت
*محمد*
فرشته خواب بود نمی دونم چطور رفتم حمام با لباس رفتم زیر دوش نفسم بند اومد تنم داغ بود وآب یخ هر چقدر موندم زیر آب فایده نداشت ولی یکم بهتر شدم حوله فرشته تو حمام بودولی اندازه من نبود نمی خواستم بیدارش کنم ولی مجبور بودم در حموم رو باز کردم چند بار صداش کردم خوابالود اومد طرف در حمام
- چی شده
- حولمو بیار
خدا لعنتت کنه این چی بود پوشیده بود وقتی برگشت چشاش بسته بود از خواب چقدر با مزه بود چرا شراره نمی تونست منو اینجوری جذب کنه ولی این کوچلو....
دستشو گرفتم کشوندمش تو حمام
- هییییییی ...محمد ...
بردمش زیر دوش جیغ زد
- سرده دیونه ...
برااولین بار لباشو بوسیدم اولش تقلا کرد ازم جدا شه بعدش اروم شد وهمراهیم کرد
با لبخند نگاش می کردم که چه آروم خواب بود برگشت دستشو گذاشت رو سینم دستشو گرفتم کف دستشو بوسیدم چشاشو باز کرد نگام کرد
- صبح بخیر پیشی
صورتشو تو سینم قایم کرد اخی خجالت می کشید
- کادوی من کو
یهو سرشو بالا گرفت وبا اخم گفت : کادوی چی ؟
- کادوی تولدم دیگه اینا برای چیه
- خوب اینا برای تولد خودم بود
- تولدت ...تولد من بود کوچلو
- نه تولد خودمم بود ...تولدمون یه روزه
- واقعا
- اره
- من نمی دونستم
- مهم نیست
از تخت رفت پایین وگفت : وایسا الان میام
نشستم به تاج تخت تکیه دادم وقتی برگشت کیک تو دستش بود وشمع هاش روشن
- تولدت مبارک شرک .
خندیدم وگفتم : مرسی گربه ای خوشگل
کیک رو مقابلم گرفت وگفت : فوت کن
- باهم فوت کنیم
رو کیک یکی از عکس هامون بودکه کنار پل گرفته بودیم هردو می خندیدیم نگاش کردم اشاره کردم فوت کنه با هم فوت کردیم
- بلند شدم گفتم :وایسا تا بیام
رفتم سراغ کمدم کلیدصندوقچه ای اسرار آمیزم که خودم این اسمو گذاشته بودم روش رو از تو جیب کتم در آوردم وصندوقچه رو باز کردم گردنبند یادگاری که برام مونده بود رو برداشتم وبرگشتم فرشته صورتشو شسته بود داشت صورتشو خشک می کرد منم دست صورتمو شستم مسواک زدم و رفتم پشت سر فرشته که داشت موهاش شونه می کرد موهاش کنار زدم از آینه نگام می کرد گردنبندو انداختم گردنش وبراش بستم بوی موهاش ادمو مست می کرد تو سرشوبوسیدم وگفتم : نمی دونستم تولدته جبران میشه
لبخند زد وبلند شد ویه جعبه جلوم گرفت
ازش گرفتم وبازش کردم جالب بود هدیه اونم گردنبند بود خم شدم بغلش کردم
- وای محمد ...
دستاشو دور گردنم انداخت
- نترس کوچلو برام ببند
گردنبندو برام بست وگفت : بزارم پایین
- نچ
- محمد می ترسم میندازیم
خندیدم گفتم : اول بوس
- پرروی سیر نمیشی
-نچ تازه مزشو چشیدم روزی چندتا میخوام .
یهو در باز شد زن عمو نگران بود با دیدن ما نفس راحتی کشیدو گفت : خدا بگم چیکارت کنه محمد دلم هزار جا رفت ماشینتو ندیدم
من سرخ شدم از خجالت ولی مگه محمد منو می زاشت پایین
- ماشینم دادم دوستم شرمنده نگران شدی مامانم
زن عمو خندید وگفت : دختر بیچاره آب شد تو بی خیالی
محمد خندید وگفت: اخه هر کاری می کنم بوسم نمی کنه
محمد گذاشتم پایین زن عمو اومد بغلش کرد وتولدشو تبریک گفت
- تولد فرشته هم هست
زن عمو اخم کرد گفت : می دونم بهتره بگی بود چون دیروز تولدتون بود تو هم بعد نهار زدی بیرون
- امروز جبران می کنم
زن عمو بوسیدم بعد متعجب گردنبندی که محمد بهم کادو دادرو نگاه کرد ورو به محمد لبخند زد ورفت
- ۱۲.۳k
- ۲۳ تیر ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۳۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط