"... من تمام هستیم را دامنی میکنم تا تو سرت را بر آن بنه
"... من تمام هستیم را دامنی میکنم تا تو سرت را بر آن بنهی! تمام روحم را آغوشی میسازم تا تو در آن از هراس بیاسایی، تمام نیرویی را که در دوست داشتن دارم دستی میکنم تا چهره و گیسویت را نوازش کند، تمام «بودنِ» خود را زانویی میکنم تا بر آن به خواب روی، خود را، تمام خود را به تو میسپارم تا هر چه بخواهی از آن بیاشامی، از آن برگیری، هر چه بخواهی از آن بسازی، هر گونه بخواهی، باشم..."
- ۶۸۴
- ۰۵ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط