*(امام هادی علیه السلام)*
*(امام هادی علیه السلام)*
*(معجزه شماره ۱)*
*( بسم الله الرحمن الرحیم)*
خلفای عباسی هرچند از نظر نصب،قرابت و خویشاوندی با اىٔمه اطهار علیهم السلام داشتند و در حضرت« عبد المطلب»که پدر عباس و ابوطالب بود،مشترک بودند ولی با این حال بدتر از از بنی امیه عمل کردند.وظلم و ستم های فراوانی به اولاد علی علیه السلام روا داشتند واز هیچ گونه تهحقیر و ستم در مورد خاندان عصمت فرو گذار نکردند،
متوکل یکی از خلفای عباسی است که از هر راهی تلاش داشت امام هادی علیه السلام را تحقیر کند و شخصیت و عظمت او را در هم شکند.از جمله:روزی فردی را به سراغ شعبده باز و جادوگر بی نظیری فرستاد،که اهل هندوستان و از دشمنان اهل بیت علیه السلام بود.متوکل به او هزار دینار طلا داد،که حضرت هادی علیه السلام را تحقیر و شرمنده کند،اونیز قبول کرد ودر مجلس خلیفه درکنار حضرت نشست ودر قرص نان عمل سحر انجام داد به گونه ای که وقتی حضرت دست مبارک خود را به سوی نان دراز کرد نان به هوا پرید و حاضران خندیدند و حضرت را به خیال خامشان تحقیر کردند،
درکنار شعبده باز هندی بالشی قرار داشت که روی آن تصویر شیر بود،امام کاىٔنات وصاحب ولایت تکوینی دست مبارکش را بر آن تصویر نهاد وفرمود:این فاسق را بگیر[با عنایت الهی وباکرامت امام هادی علیه السلام]آن تصویر به شیر درنده تبدیل شد و درجا ساحر هندی را پاره کرد و بلعید!و[جریان امام موسی بن جعفر و امام رضا و مامون تکرار شد]وشرکت کنندگان در مجلس مات و مبهوت ماندند،متوکل از آن بزرگوار درخواست کرد که دستور دهد آن شیر ساحر هندی را برگرداند.
حضرت فرمود: اورا دیگر نخواهی دید،آیا تو دشمن خدارابر دوستان او مسلط می کنی؟.»این جمله راگفت و مجلس متوکل راترک گفت.بهارالانوار ج۰۵ص۶۴۱
*(معجزه شماره ۱)*
*( بسم الله الرحمن الرحیم)*
خلفای عباسی هرچند از نظر نصب،قرابت و خویشاوندی با اىٔمه اطهار علیهم السلام داشتند و در حضرت« عبد المطلب»که پدر عباس و ابوطالب بود،مشترک بودند ولی با این حال بدتر از از بنی امیه عمل کردند.وظلم و ستم های فراوانی به اولاد علی علیه السلام روا داشتند واز هیچ گونه تهحقیر و ستم در مورد خاندان عصمت فرو گذار نکردند،
متوکل یکی از خلفای عباسی است که از هر راهی تلاش داشت امام هادی علیه السلام را تحقیر کند و شخصیت و عظمت او را در هم شکند.از جمله:روزی فردی را به سراغ شعبده باز و جادوگر بی نظیری فرستاد،که اهل هندوستان و از دشمنان اهل بیت علیه السلام بود.متوکل به او هزار دینار طلا داد،که حضرت هادی علیه السلام را تحقیر و شرمنده کند،اونیز قبول کرد ودر مجلس خلیفه درکنار حضرت نشست ودر قرص نان عمل سحر انجام داد به گونه ای که وقتی حضرت دست مبارک خود را به سوی نان دراز کرد نان به هوا پرید و حاضران خندیدند و حضرت را به خیال خامشان تحقیر کردند،
درکنار شعبده باز هندی بالشی قرار داشت که روی آن تصویر شیر بود،امام کاىٔنات وصاحب ولایت تکوینی دست مبارکش را بر آن تصویر نهاد وفرمود:این فاسق را بگیر[با عنایت الهی وباکرامت امام هادی علیه السلام]آن تصویر به شیر درنده تبدیل شد و درجا ساحر هندی را پاره کرد و بلعید!و[جریان امام موسی بن جعفر و امام رضا و مامون تکرار شد]وشرکت کنندگان در مجلس مات و مبهوت ماندند،متوکل از آن بزرگوار درخواست کرد که دستور دهد آن شیر ساحر هندی را برگرداند.
حضرت فرمود: اورا دیگر نخواهی دید،آیا تو دشمن خدارابر دوستان او مسلط می کنی؟.»این جمله راگفت و مجلس متوکل راترک گفت.بهارالانوار ج۰۵ص۶۴۱
- ۸۴۵
- ۱۸ بهمن ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط