امشب دل من از همه جز یاد تو خالی ست

امشب دل من از همه جز یاد تو خالی ست
ای کاش ببینی که دلم بی تو چه حالی ست"*
بی روی تو، با یاد تو، احوال دل من
مانند کویری پر عطر خوش شالی ست
خشکیده و دلمرده به ظاهر، ولی سرمست...
از آمدن عطر خوش باد شمالی ست
بگذار بخندند به من مردم این شهر
بگذار بگویند که دنبال خیالی ست
یک شهر بخندد به من و کار من ای کاش
وقتی که خیال تو خودش مزه ای عالی ست
من مست تو، نه مست خیال تو شدم باز
فرقی نکند مستی اگر کوزه سفالی ست
با جام سفالین خیال تو شدم مست
بوسه به لب جام تو؟ این کار محالی ست
دلخوش به محالی، شده ام اهل خرابات
امشب دل من از همه جز یاد تو خالی ست
دیدگاه ها (۱)

تو کجائی که من امروز نگرانت هستمتو به هر سو که بتابی به کران...

ببخش دیگه الان بـارون نمی بارهاما هنوز دلم هوای شعر تو رو دا...

دلواپس زاینده‌رود و بغض کارونمکِل می‌کشد اندوه ایلی سرخ در خ...

قصه تلخ از عشق

32

🌱🍒شهر بر من تنگ شد، آهنگ صحرا می‌کنم  روی صحرا را ز اشک خویش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط