گــاهے،،

گــاهے،،
دستـــ پدر و مادرت را ببــــوس
ایـڹ بـوسہ معجزه اے مي ڪند
ڪه وصف ناشدني ست

گاهي همیڹ بوسہ
گره گشایت مي شود
شک نکن..
دیدگاه ها (۰)

سرگشته چو پرگار همه عمر دویدیماخر به همان نقطه که بودیم رسید...

بالم شکسته بود و هوایی نداشتماز دست روزگار رهایی نداشتمبیهود...

زندگی را،،، نمی شود به تعویق انداخت؛ نمی شود به آخر هفته، تع...

ا🌑 وارث سایه‌ها — پارت ۲۶«پدر»ات هنوز به درِ سیاه خیره مانده...

دختر کوچولوم

پارت ۲ساعت ۵ عصر_بعد از ناهار_جونگکوک:امروز عصر قرار بود برم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط