سال رویایی

سال رویایی
پارت ۲

[سه‌می]رفتم آشپزخونه، بطری آبمیوه رو برداشتم. شانس آوردم پرتقال بود. ریختم توی لیوان. بعدش لیوان رو برداشتم تا بدم به سونگمین، ولی دیدم سونگمین روی کاناپه خوابش برده. رفتم سمتش، لیوان رو گذاشتم روی میز. پتویی که روی کاناپه بود، برداشتم و روی اون انداختم. کنارش روی کاناپه نشستم. یه لحظه بهش خیره شدم.

سه‌می:چقدر خوشگله. (لبخند)

[سه‌می]همین که داشتم نگاهش میکردم گوشیش زنگ خورد. از روی میز برداشتم. نوشته بود چان هیونگ. دو دل بودم جواب بدم یا نه، اما باز جواب دادم.

سه‌می: سلام.

چان: سلام. تو کی هستی؟(تعجب)

سه‌می: اممم راستش سونگمین جلوی خونه‌ام نشسته بود من هم گفتم بیاد تو اما الان خوابش برده. برای همین من جواب گوشی رو دادم.

چان: اوه. پس میشه بیدارش کنی. کارش دارم می خوام بیاد پیشم.

سه‌می: چشم.

[سه‌می] چندبار سونگمین رو صدا زدم اما بیدار نشد برای همین یذره تکونش دادم. بالاخره بیدار شد.

سه‌می: میگم...میشه بیدار بشی. راستش چان زنگ زد مجبور شدم جواب بدم. گفت که کاریت داره و بری پیشش.

سونگمین: اوه باشه. پس من میرم. ببخشید خوابم برد.

سه‌می: قبلش آبمیوت رو بخور بعد برو.

سونگمین: باشه.


خب چطوری بود؟؟😅
دیدگاه ها (۴)

سال رویاییپارت ۳[سه‌می] همینطور که داشت میخورد بهش نگاه کردم...

سال رویاییپارت ۴[سه‌می] وقتی رفت یه نفس راحت کشیدم. رفتم توی...

سال رویاییپارت ۱[سه‌می]مثل بقیه ی روز ها داشتم از مدرسه به س...

بچه‌ها میخوام رمان بزارمممم🎀امیدوارم بپسندین❤️‍🩹اسم رمان:سال...

چندپارتی پارت=۲موضوع:وقتی به اجبار خانواده باهم ازدواج کردیم...

وقتی عاشق دست راست مافیا میشی و... (پارت سیزدهم) (ا/ت)از خو...

P16🦋ویو نامجون:صبح ساعت هفت بیدار شدم و دیدم که رائون خیلی خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط