تَـنَـم از واسـِطــه دوریِ دِلـبَر بِگـداخـت

تَـنَـم از واسـِطــه دوریِ دِلـبَر بِگـداخـت
جـانم از آتَشِ مِهـرِ رُخِ جانانه بِسوخت...
دیدگاه ها (۱)

اگر دلت گرفته، سکوت کن این روزها کسی معنای دلتنگی را نمی فهم...

زنده ام تا در تنم هُـرم نفس هایتو هست...

بی‌تو آوارمو در خویش فرو ریخته‌امای همه سقف و ستون و همه آبا...

ساز ناکوک دلمباز تمنای "تو" کرد

سینه از آتش دل در غم جانانه بسوختآتشی بود در این خانه که کاش...

خبرت هست که از خویش خبر نیست مراگذری کن که ز غم راهگذر نیست ...

عاشقانه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط