طفل عطشان مرا خنده به رویش مزنید /

طفل عطشان مرا خنده به رویش مزنید /
تیرِ زهرین شده را زیرِ گلویش مزنید


اصغرم تشنه و بی تاب شده در بغلم /
طفل بی تاب مرا ضربه به سویش مزنید


ای خدا بی خبران دل نگران است رباب /
تیر بر حنجره ی طفلِ نگویش مزنید*
دیدگاه ها (۲۷)

می گویند باران که میزند بوی خاک بلند میشود...امااینجا که بار...

ارزش بودنت را همیشه ازاندیشه ی یک لحظه نبودنتمی توان فهمید ،...

نمیدانم چه کسی؟؟!!!!دست اتفاق های خوب دنیارا گرفت ،که دیگر ن...

چه رسم جالبی...محبتت را پای احتیاجت میگذارند ،وفاداریت را هم...

بامااطلاعات خودراافزایش دهید *تشکرازلایک و حضورتون*

)سناریو فرفره های انفجار)*BL*

دشمن امن من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط