ب تابانه مخواهمت

بى تابانه ميخواهمت
اى دورى‌ات
آزمونِ تلخِ زنده بگورى...
دیدگاه ها (۷)

ومن هنوزدوستت دارم...این همان بلندترین قصیده ی عاشقانه است.....

به چشمانت بگومگر پاییز را به سخره گرفته ایدکه اینگونهدلربایی...

باشد که حافظه ام رااز دست بدهمو از همه‌ی پُل های در حال ریخت...

روے بپوش اے قمر خانگیتا نڪشد عقل به دیوانگی

اخمِ محوى بينِ ابروهات نشست.دستت رو از قفسه سينه ات فاصله و ...

تقريبا آخرِ شب بود و بعد از چندين ساعت كارِ بى وقفه، بالاخره...

ناباور بهش نگاه كردى و بعد، چشمهات رو به مهمون هاىِ ديگه دوخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط