بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
قسمت دوم :
یا اهل الکوفه، یا اهل الغدر و الختل؛ ای خدعهگرها، ای کسانی که تظاهر کردید! شاید خودتان باور هم کردید که دنبالهرو اسلام و اهلبیت هستید؛اما در امتحان اینجور کم آوردید، در فتنه اینجور کوری نشان دادید. هَلْ فِيكُمْ إِلَّا الصَّلَفُ وَالْعُجْبُ وَالشَّنَفُ وَالْكَذِبُ وَمَلَقُ الْإِمَاءِ وَغَمْزُ الْأَعْدَاءِ؛ شما رفتارتان، زبانتان با دلتان یکسان نبود. به خودتان مغرور شدید،خیال کردید ایمان دارید، خیال کردید همچنان انقلابی هستید، خیال کردید همچنان پیرو امیر المؤمنین هستید؛در حالی که واقع قضیه این نبود.نتوانستید از عهده مقابله با فتنه بربیائید، نتوانستید خودتان را نجات دهید.
مَثَلُكُمْ كَمَثَلِ الَّتِی نَقَضَتْ غَزْلَها مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ أَنْكاثاً؛ مثل آن کسی شُدید که پشم را می ریسد، تبدیل به نخ میکند، بعد نخها را دوباره باز می کند، تبدیل میکند به همان پشم یا پنبه نریسیده. با بیبصیرتی، با نشناختن فضا، با تشخیص ندادن حق و باطل، کردههای خودتان را، گذشته خودتان را باطل کردید. ظاهر، ظاهر ایمان، دهان پر از ادعای انقلابیگری؛ اما باطن، باطن پوک، باطن بی مقاومت در مقابل بادهای مخالف. این، آسیبشناسی است.
با این بیان قوی، با این کلمات رسا،آن هم در آن شرائط دشوار، اینگونه صحبت میکرد.
اینجورنبود که یک عده مستمع جلوی حضرت زینب نشسته باشند، گوش فرا داده باشند،او هم مثل یک خطیبی برای اینها خطبه بخواند؛ نه، یک عده دشمن، نیزهداران دشمن دور و برشان را گرفتهاند؛ یک عده هم مردم مختلفالحال حضور داشتند؛ همانهائی که مُسلِم را به دست ابنزیاد دادند، همانهائی که به امام حسین نامه نوشتندو تخلف کردند، همانهائی که آن روزی که باید با ابنزیاد در میافتادند، توی خانههایشان مخفی شدند اینها بودند توی بازار کوفه یک عده هم کسانی بودند که ضعف نفس نشان دادند،حالا هم نگاه میکنند، دختر امیر المؤمنین را می بینند، گریه میکنند.حضرت زینب کبری با این عده ناهمگون وغیر قابل اعتماد مواجه است،اما اینجور محکم حرف میزند.
او زن تاریخ است؛ این زن، دیگر ضعیفه نیست.نمیشود زن را ضعیفه دانست.این جوهر زنانه مؤمن،اینجور خودش را در شرائط دشوار نشان میدهد.
این زن است که الگوست؛ الگو برای همه مردان بزرگ عالم و زنان بزرگ عالم.انقلاب نبوی و انقلاب علوی را آسیبشناسی میکند؛ میگوید شماها نتوانستید در فتنه،حق را تشخیص بدهید؛ نتوانستید به وظیفهتان عمل کنید؛ نتیجه این شد که جگرگوشه پیغمبرسرش برروی نیزه رفت.عظمت زینب را اینجا میشود فهمید. 1389/2/1)(پایان)
قسمت دوم :
یا اهل الکوفه، یا اهل الغدر و الختل؛ ای خدعهگرها، ای کسانی که تظاهر کردید! شاید خودتان باور هم کردید که دنبالهرو اسلام و اهلبیت هستید؛اما در امتحان اینجور کم آوردید، در فتنه اینجور کوری نشان دادید. هَلْ فِيكُمْ إِلَّا الصَّلَفُ وَالْعُجْبُ وَالشَّنَفُ وَالْكَذِبُ وَمَلَقُ الْإِمَاءِ وَغَمْزُ الْأَعْدَاءِ؛ شما رفتارتان، زبانتان با دلتان یکسان نبود. به خودتان مغرور شدید،خیال کردید ایمان دارید، خیال کردید همچنان انقلابی هستید، خیال کردید همچنان پیرو امیر المؤمنین هستید؛در حالی که واقع قضیه این نبود.نتوانستید از عهده مقابله با فتنه بربیائید، نتوانستید خودتان را نجات دهید.
مَثَلُكُمْ كَمَثَلِ الَّتِی نَقَضَتْ غَزْلَها مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ أَنْكاثاً؛ مثل آن کسی شُدید که پشم را می ریسد، تبدیل به نخ میکند، بعد نخها را دوباره باز می کند، تبدیل میکند به همان پشم یا پنبه نریسیده. با بیبصیرتی، با نشناختن فضا، با تشخیص ندادن حق و باطل، کردههای خودتان را، گذشته خودتان را باطل کردید. ظاهر، ظاهر ایمان، دهان پر از ادعای انقلابیگری؛ اما باطن، باطن پوک، باطن بی مقاومت در مقابل بادهای مخالف. این، آسیبشناسی است.
با این بیان قوی، با این کلمات رسا،آن هم در آن شرائط دشوار، اینگونه صحبت میکرد.
اینجورنبود که یک عده مستمع جلوی حضرت زینب نشسته باشند، گوش فرا داده باشند،او هم مثل یک خطیبی برای اینها خطبه بخواند؛ نه، یک عده دشمن، نیزهداران دشمن دور و برشان را گرفتهاند؛ یک عده هم مردم مختلفالحال حضور داشتند؛ همانهائی که مُسلِم را به دست ابنزیاد دادند، همانهائی که به امام حسین نامه نوشتندو تخلف کردند، همانهائی که آن روزی که باید با ابنزیاد در میافتادند، توی خانههایشان مخفی شدند اینها بودند توی بازار کوفه یک عده هم کسانی بودند که ضعف نفس نشان دادند،حالا هم نگاه میکنند، دختر امیر المؤمنین را می بینند، گریه میکنند.حضرت زینب کبری با این عده ناهمگون وغیر قابل اعتماد مواجه است،اما اینجور محکم حرف میزند.
او زن تاریخ است؛ این زن، دیگر ضعیفه نیست.نمیشود زن را ضعیفه دانست.این جوهر زنانه مؤمن،اینجور خودش را در شرائط دشوار نشان میدهد.
این زن است که الگوست؛ الگو برای همه مردان بزرگ عالم و زنان بزرگ عالم.انقلاب نبوی و انقلاب علوی را آسیبشناسی میکند؛ میگوید شماها نتوانستید در فتنه،حق را تشخیص بدهید؛ نتوانستید به وظیفهتان عمل کنید؛ نتیجه این شد که جگرگوشه پیغمبرسرش برروی نیزه رفت.عظمت زینب را اینجا میشود فهمید. 1389/2/1)(پایان)
- ۶۱
- ۰۴ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط