ای شام کربلای تو یا زین العابدین

ای شام کربلای تو یا زین العابدین

دل بزم ابتلای تو یا زین العابدین

یک عمر در فراق جوانان هاشمی

شد خون دل غذای تو یا زین العابدین

در بین خنده و کف و شادی گریستند

زنجیرها برای تو یا زین العابدین

چشم حسین و چشم شهیدان کربلا

گریند در عزای تو یا زین العابدین

ای کاش پر شود عوض اشک چشم ما

از خون ساق پای تو یا زین العابدین

در حیرتم که از چه به زنجیر بسته شد

دست گره گشای تو یا زین العابدین

ای کنز مخفی ازلی یک نفر نگفت

ویرانه نیست جای تو یا زین العابدین

آرد صدای گریه ی ما سر بر آسمان

از اشک بی صدای تو یا زین العابدین

تا حشر انقلاب حسین است سر بلند

در پای خطبه های تو یا زین العابدین

در کوچه های شام فقط سنگ های شام

بودند آشنای تو یا زین العابدین

خاشاک و سنگ و خنده و دشنام و هلهله

گردید رونمای تو یا زین العابدین

«میثم» سلام می دهد از دور صبح و شام

بر صحن با صفای تو یا زین العابدین
دیدگاه ها (۶)

ای قلم یازکربلادن عشق زینبدن دانش،،،،،،،،دم ویرا هرکیم وفادن...

لبیک یوز استونده دوشن توپراقا لبیکلبیک سو استونده دوشن قولار...

شاکرم هر اربعین تحت لواده گلمیشممحضر شاهه ادبلن،پا پیاده گلم...

وقتی حسین جنس غمش فرق میکند حتما زیارت حرمش فرق میکنددارم یق...

𝑾𝒉𝒆𝒏 𝒕𝒉𝒆 𝑯𝒂𝒏𝒅𝒔 𝑻𝒖𝒓𝒏 𝑩𝒂𝒄𝒌p16چشم های جونگکوک برای لحظه ای گشاد...

کشید.و با صدای که بوی از درد و دوید از آتش درون قلبش فریاد ک...

*من یه گربه ام به اسم میتسوری*#پارت‌۳حالا دیگه میتسوری خیلی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط