عاشقی دردسری بود نمیدانستیم

عاشقی دردسری بود نمیدانستیم
حاصلش خون جگری بود نمیدانستیم
پر گرفتیم ولی باز به دام افتادیم
شرط بی بال و پری بود نمیدانستیم
آسمان از تو خبر داشت ولی ما از تو
سهممان بی خبری بود نمیدانستیم
آب و جاروی در خانه ی ما شاهد بود
از تو بر ما گذری بود نمیدانستیم
این همه چشم به راهی نگرانم کرده
عاشقی دردسری بود نمیدانستیم
تا ظهورت چقدر فاصله داریم آقا
آه از جمعه ی بی تو گله داریم آقا
رفته بودی که بیایی چقدر طول کشید
عرض کردیم نبودی و سحر طول کشید
ما برای خودمان این همه گفتیم بیا
نذر کردیم به پای تو بیفتیم بیا
تو طبیب دل غم دیده ی مایی آقا
ما که مردیم بیا پس تو کجایی آقا
مگر اینکه تو بیایی و حیاتم بدهی
مگر اینکه تو از این وضع نجاتم بدهی
از به خود آمدن این قافله را گم کرده ایم
وای بر ما پسر فاطمه را گم کرده ایم
دست برداری از این غیبت طولانی اگر
من به پای تو بریزم طلبی جانی اگر
...
دیدگاه ها (۲)

این جمعه هم گذشت و آقا نیامدی...

(علم گذشته و آینده)میگویند: روزی حضرت علی(ع) نزد حضرت فاطمه(...

آنجا که میتوان گوشه ای نشست و بی خیال تمام دنیا شد ...گوشه ا...

این جمعه هم گذشت و آقا نیامدی...

شماره ناشناس بود جواب دادم _:الو؟ ؟:سلام ببخشید مزاحم میشم م...

پیام تهیونگ در آلبوم ARIRANG‌این متنو دارم می‌نویسم با این ف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط