چشمانت را برای زندگی می خواهم اسمت را برای دلخوشی می خوان

چشمانت را برای زندگی می خواهم اسمت را برای دلخوشی می خوانم...
دلت را برای عاشقی می خواهم صدایت را برای شادابی می شنوم...
دستت را برای نوازش و پایت را برای همراهی می خواهم...
عطرت را برای مستی می بویم خیالت را برای پرواز می خواهم...
و خودت را نیز برای پرستش...........
دیدگاه ها (۱)

ولنتاین زندگی بر چند قسم است :و : وزیر زندگی مملو ز عشق است ...

پس شاخه های یاس و مریم فرق دارند؟!                          ...

آنقدر دوستت دارمکه هر چه بخواهی همان را بخواهماگر بروی شادما...

ولنتاین مبارررررررررررک ادم حسابیا خخخخ

روز‌های زندگی‌ام گرم می‌گذرد با تو، به گرمای لحظه‌هایی که تو...

جونگ‌کوک عزیز،امروز، اول سپتامبر، روزی است که جهان یک هدیه گ...

*برای «بُشری» غریبم*سال‌ها گذشت و تو بزرگ شدی؛ اما نگاه من ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط