بود آیا که ز دیوانه‌ی خود یاد کند

بود آیا که ز دیوانه‌ی خود یاد کند

آن‌که زنجیر به پای دل شیدا زد و رفت

#هوشنگ_ابتهاج
دیدگاه ها (۱۷)

شب این سر گیسوی ندارد که تو داریآغوش گل این بوی ندارد که تو ...

مرا تا جان بود جانان تو باشیز جان خوش‌تر چه باشد آن تو باشید...

‌جان به دیدار تو یک روز فدا خواهم کردتا دگر برنکنم دیده به ه...

سیل از ویرانه با رخسار گرد آلود رفتزود می مالَد فلک روی ستمگ...

زِ حد بگذشت مشتاقی و صبر اندر غمت یارابه وصلِ خود دوایی کن د...

ای ماهترین من ، .. ای از همگان خوشتر ...آن چشم خمار تو بر ای...

باز میگویم که دل  ،  .. دیوانه ی چشمان توست ؟خانه و کاشانه ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط