نمی دونم توظاهرم ورفتارم چه تعییری ایجادشده که همه نگرانم
نمی دونم توظاهرم ورفتارم چه تعییری ایجادشده که همه نگرانم شدن...همه فهمیدن...نمی دونم ازکجا؟!ازچروک های صورتم...سکوتم...حالم اینقدبده که مامانبزرگم از ترسش که بلایی سرم نیادبرام سفره نذرکرده...
زندگی کردن من مردن تدریجی بود...آنچه جان کندتنم عمرحسابش کردم.
زندگی کردن من مردن تدریجی بود...آنچه جان کندتنم عمرحسابش کردم.
- ۱.۶k
- ۲۸ مهر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط