پارت

پارت 𝟮
#اشتباه_بزرگ

یهوو یه موتور سوار با نهایت سرعت از کنارم رد شد   منم خدمو پرت کردم اون سمت که موتور نخوره بهم  چنتا ف.وش پشت سرش دادمو بیخیالش شدم رفتم سمت فروشگاه  رسیدم توی فروشگاه همون موتور سواره داخل بود  گونه هام سرخ شد همش با خودم میگفتم نکنه ف.وش های که پشت سرش دادمو شنیده سری سبد خریدو برداشتم و رفتم سراغ صندوق دار

ات:اجوشی لطفا خریدای منو حساب کن

اجوشی:چشم دخترم تازه اومدین اینجا

ات:بله

تهیونگ:مام اومدیم خرید نه حرفای شما رو بشنویم

ات: ببخشید
وقتی سرمو برگردوندم دیدم همون موتور سوارست که بهش ف.وش داده بودم  سری از اونجا رفتم بیرون


(بچها اون شخص موتور سوار تهیونگه )

تهیونگ: اهای دختر خانوم

ات: محل ندادم و قدم هام تند تر شد

تهیونگ: هوی با توم

ادامه داره شرط  ری اکشن خوشگل موشگل بزنید
دیدگاه ها (۰)

پارت 𝟯#اشتباه_بزرگ تهیونگ:هوی با توم ویو ات  محل ندادم و وار...

پارت 𝟰#اشتباه_بزرگ ات: بیا با هم نودل بخوریم مادرات: دخترم ت...

پارت �𝟭#اشتباه_بزرگمعرفی:من ات هستم 18 سالمه توی سئول زند...

اسم رمان: اشتباه بزرگ تعداد پارت: نامعلوم شخصیت های اصلی تهی...

پارت 𝟭𝟭#اشتباه_بزرگ خیلی گرمم بود نمیدونم چرا استرس گرفته بو...

پارت 𝟭𝟲تهیونگ: چه خوب منم میخاستم برم ات: هوم باش مامان خداف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط