چندشاتی تهیونگ

چندشاتی تهیونگ

part 13

-ببینم به نظرت‌من‌تورو واسه بازی خدمتکار‌کردم‌که هر وقت بخوای کار‌میکنی؟!

+ارباب.. بخدا دستم‌درد‌میکنه.. فقط ۱ دقیقه دارم‌استراحت‌میکنم..

-من‌کاری ندارم.. باید انجام بدی

+من‌نمیتونم.. بخدا..

-تنبیه قبلی یادت رفته؟

+ بخدا نمیتونم....

تهیونگ‌اخم‌کرد و دختر رو محکم‌به سمت اتاق شکنجه برد...

ات رو روی صندلی با طناب بست..

+هق.. لطفا ارباب ببخشید..

-خفه..

شروع کرد به شک دادن به تن ات

(شک الکتریکی که داخل بیمارستان ها برای کسایی که‌ مردن‌میدن، برای یک فرد بیهوش هیچ‌دردی نداره، ولی برای یک فرد زنده خیلی درد داره، مثل یه برق گرفتگیه)

ات از درد جیغ میکشید..

ولی تهیونگ‌همچنان اهمیت نمیداد..

وقتی دستگاه به بدنش برخورد میکرد، بدنش در لرزش و درد غرق میشد..

بعد از جند دقیقه. خیلی بدنش درد گرفته بود ..

تهیونگ‌ پوزخند زد ..

- میبینی؟داری میمیری... حتی نمیتونی یه کم‌درد رو تحمل کنی احمق...

+هق.. ازت متنفرم.. هق.. هق..... هق....

تهیونگ‌بدون‌اهمیت بهش از اتاق بیرون رفت

پرش زمانی به ۲ ماه بعد...

ات ویو

طی این دوماه... ارباب خیلی شکنجه ام‌کرد.. خیلی درد کشیدم.. واقعا درد داشتم..

دیگه‌نمیتونستم تحمل‌کنم.‌‌...

البته این یه هفته آخر، ارباب باهام‌مهربون تر شده...
دیدگاه ها (۳)

چندشاتی تهیونگpart 15-من متاسفم...+متاسف؟!.. برای چی؟!..- بر...

چندشاتی تهیونگpart 16بعد از‌چند دقیقه بالاخره به خودش اومد.....

چندشاتی تهیونگpart 12-واسه امروز کافیه..+ام.. چیزی شده؟-باید...

چندشاتی تهیونگpart 11,-کارارو انجام دادی؟+بله ارباب..-خوبه.....

عشق شکوفه شده....پارت⁷که ات اومد پیششونات: اینجا چه خبره ؟یو...

پارت ۸_ خفشو ( یه کشیده میزنش )× چرا منو میزنییی_ گمشو بیرون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط