کاش این بهــــــــــار

کاش این بهــــــــــار
از هر درخت
آلوچه ی خنده های تو سبز شود
بعد من این اسفند را دود که نه
مدام بوس کنم
تا چشم بخورم
تا چشم خدا به من بخورد و ببیند
مثل کودکی کم طاقت
چطور بی تاب چیدن توام ...

تا چشم خدا به من بخورد
و ببیند تو تنهااا
وسوسه ی هزار باغ آلوچه ای در من ....

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‎‌
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌
دیدگاه ها (۰)

در میان چارچوب قاب بارانْ خوردهٔ اسفندخیرگی از دیدن یک اتفاق...

صبح یعنی آغاز یک سبد شعر ،ترانه، آوازصبح یعنی که بخندی با نا...

دست من نیست اگر دل نگرانم، چه کنم!می روی،  باز  همانم که هما...

کاش می‌شد درد را ترسیم کرد!روزهای رفته را ترمیم کرد.کاش وجدا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط