روزگارسردیست !

روزگارسردیست !

من وتنهایی هایم؛جاده ای مُرده ازنبودقدمهایت !

تمنا می کنم،

اغوشی را که نیست وخیالی ازشانه های چسبیده به شانه ام؛

دستانی گره خورده و گامهایی که عاشقانه های پاییزی جاده هارا تا بینهایت گَس می کند !

تمنا می کنم بودنت را...!
دیدگاه ها (۵)

🍂🖇گاهی چایی‌ام را با خیالتشیرین می‌کنم گاهی دست در دستِ خیال...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش ششم_ جولیت_مکس و جارویش نجاتم دادند.سعی می...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑦_بخش دوم_اگر می‌توانستم از دها...

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

### 🖤 پارت ۳: خشم سه پادشاهتهیونگ به سمت ماشینش رفت، مشت‌های...

نامه عاشقانه ( به هلندی : De liefdesbrief ) یک نقاشی ژانر قر...

پارت: 1 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*نیم ساعت بعد روی پیست دو و ...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟛در سمت چپ ِ سینه‌ام ؛سرزمینی‌ست کوچککه تو برای آن خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط