وقتی میرین خونه مادرش ولی مست میکنه . ...

وقتی میرین خونه مادرش ولی مست میکنه . ...
رو.م خیمه زد و خمار لب زد .
_خب . دارلینگ ، کجا بودیم؟!!
آب دهنم و قورت دادم و گفتم
_ ک کجا؟!! آها . نمیدونم !!
خنده ای کرد و سرش و بهم نزدیک کرد .
_یادت بیارم ؟! هوم؟!!
استرسیدستمو بالا آوردم و رو شونه اش گذاشتم و فشار وارد کردم .
_ک کوک بلند شو!
ابرویی بالا انداخت و حریص گفت
_ببو.سمت؟!!!
چشمام گرد شد ، تو یه حرکت ناگهانی گفتم
_نه!!
ابروهاش بالا پرید ولی بعد چندمین خونسرد گفت
_نیازی به اجازه بوسید.ن چیزی که برا خودمه رو ندارم!!
سرش نزدیک اومد و لبا.م و شکار کرد .ناخونم رو بازوهای عضله ایش کشیدم که لبخند ریزش و حس کردم . جدا شد ، نفس نفس میزد خنده ای کرد .
_ چرا صورتت اینجوره شده؟!!
به رژ پخش شده رو لبش نگاه کردم . پرسینگ گوشه لبش باعث میشد وقتی میبو.سمش لبم زخم بشه!! نگاه خیره ام و رو لبش دید پوزخندی زد .
_میخوای ایندفعه تو شروع کنی؟!!
سریع گفتم
_ نههههه
اخم مصنوعی کرد ، کنارم دراز کشید و دستش رو زیر لباسم کرد رنگم پرید دستش رو دلم قرار گرفت و آروم ماساژ داد .
_ دلت هنوز درد میکنه؟!!
لبم و به دندون گرفتم، خیلی بی حیا بود!! و داشت به دیشب اشاره میکرد. آروم گفتم
_درد نمیکنه کوک بس کن!!
خنده ای کرد و دستش و بالا تر آورد ، تقه ای به در خورد و بعدش صدای شیطون و خبیث جونگ هو
_داداش زنداداش ، اگه بیدارین یا کاری انجام نمیدین، بیاین شام!!
گونه هام سرخ سرخ شده بود کوک زیرلب غرید
_توله ی خوردنی!!
بعدش بلند مخاطب به جونگ هو گفت .
_ببند جونگ هو . الان میایم!!
جونگ هو خندید و صدای قدم هاش نشونه به رفتنش بود بلند شدم با دیدن لب.م تو آینه هینی کشیدم کبود شده بود . من رژ نداشتم !! کوک بلند شد لبش و پاک کرد .
_چیشده؟!!
بغضی برگشتم سمتش
_لبم کبود شددد!!
جلو اومد و ....
دیدگاه ها (۱۰)

وقتی میرین خونه مامانش ولی مست میکنه...عصبانی دستم و مشت کرد...

وقتی میرین خونه مامانش ولی مست میکنه ...خنده ای کردم و نگاه...

وقتی به پارتی میرین ولی....دست کوک دور شونم حلقه شد برگشتم س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط