رسوا منم

رسوا منم
و گرنه تو صد بار در دلم
رفتی و
آمدی و
کسی را خبر نشد...

#نظیری_نیشابوری
دیدگاه ها (۱)

تو در مسیر طلوعی و من اسیر غروبچه اختلاف بزرگی کجا به هم برس...

دست های هم را گرفته بودیم تو در شب قدم می زدی،من در تاریکی ....

به عشقت خو چنان کردمکه خواهم از خدا هر دمکه سرکش تر شود این ...

من با تموم دلم موندم ، تو با یه دلیل ساده رفتی 🥲🫠

تو آمدی دلم فهمید معن‍‌ی بهار چیسټ گر تۄ نباش‍‌ی به شکو...

"فدائیان جامانده"تو رفتی و سربازان و فدائیانتکه نشد فدایت شو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط