دلم حیاط خانه مادربزرگ را میخواهد...

دلم حیاط خانه مادربزرگ را میخواهد...
یک بعدازظهر تابستان باشد...
باغچه را آب دهیم،
فرشی بیاندازیم روی ایوان
بوی خاک و آب و گل و برگ انگور!
دیدگاه ها (۲)

گاهے، تنهایک دعا ڪافیست تا همه چیز عوض شود...براے همدیگه دعا...

غنی ترین ثروت،،خرد استبزرگترین فقر،،بی عشق زیستن استقدرتمند ...

خوشبختی از نگاه هر کسی، معنای متفاوتی دارد، اما از نظر من: آ...

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌...

دلم لحظه ای درنگ میخواهد ایستادن میخواهد دمی نفس کشیدن میخوا...

تابستان‌های قدیم، بوی زندگی می‌داد…خانه‌های حیاط‌دار، دیواره...

دلم تابستان می‌خواهدتابستان واقعی، بدون درد، بدون این همه دل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط