بعـــــد از رفتــــــــــنت ...

بعـــــد از رفتــــــــــنت ...

مڹ مــــــــــوهایم را از تہ ڪوتاه ڪردم

تا عــــــــــطر انــــــــــگشـــــتانــــــــــت

مرا دیــــــــــوانہ تر نڪند ...

چـقـدر ســـــــــــرد اسـت

وقـتــــــۍ مـیخـوآهـمـــــــــــت

و

نـیـــــســــــــــتـۍ ...
دیدگاه ها (۵)

یک نفر اینجا دلش تنگ است ، باور می کنی؟!یک گذر بر قلب او ، ی...

گلبرگ هاراکه هر بار میچینم ، آخرش دوستت ندارم حاصلم میشود!نه...

....

....

«در این شب‌های جمعه، وقتی سکوتِ سنگین بر تمامِ هستی چیره می‌...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۲۴

باباجونمدل را به چه مشغول کنم که نگیرد بهانه تو رادر این هیا...

پارت اول خیابان خلوت بود و صدای قدم‌هایم روی سنگفرش‌های خیسِ...

" از یک غریبه...به دلیل زندگیم! "part : ⁵⁹_ کدوم شاهد؟!من که...

✦ اولین گناه ✦فصل پنجم: دو شکارچی، یک طعمه — قسمت دوم---آن ش...

💞 یک ساعت 🕐 با تو را... 🖐💕 به میلیون ها ساعت 📉📈 بی تو ❌🚫 ترج...

پارت ۳۴ظهر شده بود و خانه‌ی ته‌سوک در سکوتی سنگین فرو رفته ب...

پارت ۲۶صبحآن صبح هوا بیرون روشن و صاف بود، ولی توی خانه یک ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط