زندگی سم منپارت سیزدهم

زندگی سم من«پارت سیزدهم»
[از زبون همون همیشگی🗿]
؟؟؟: اکاری پدصگگگ پاشوووو بیاااااا صبونههههههه(با عربده)
اکاری: شین پدصگ میخوام بخوابممممم
شین: اکاری یاااا بیداررر میشیییی یاااا بیداررر میشیییی(همچنان با عربده)
اکاری: بیا برو تو کونممم باووو
شین: ایزاناااااااااا
ایزانا: شین داد نزن من اینجاممم
شین: حالا هرچی، بلند شو برو اکا رو بیدار کن
ایزانا: هوففف باشه¹
(از زبون پادشاهم🗿)
رفتم سمت تخت اکاری
ایزانا: اکاری.... اکاری..... بیدار شو
چند بار تکونش دادم اما بلند نشد
اکاری: یکوچولو دیگه بخوابم داداشیی
هوففف مایکی منو ببخش اما مجبورم²
ایزانا: اکاری مایکی هنوز بیدار نشده هااا
عین میگ میگ بلند شد
[از زبون اکاری]
مایکییییی بیدارررر نشدههههههه
اکاری: ساعت چندهههههههههه
ایزانا: ۱۲ و نیم
اکا: با این ک زود بیدارم کردی اما عیب نداره
ایزانا: :////
رفتم سمت تخت مایکی
رفتم یکم عقب
بعد دویدم سمتش
و پریدم رو دلششش هاهاااا انتقاممممم
مایکی: اکاری بیشعووووررررر دلمممممممممم
اکاری: خوبت شددددددددد
و سریع بلند شدم رفتم سمت دسشویی
صورتمو شستم و رفتم سر صبونه
{نیم ساعت بعد}
اکاری: داوشای گلم امروز کوجا میریم؟ ³
شین: معلوم نی
مایکی: بریم فستیوال
ایزانا: ن پارسال رفتیم
اومدم حرف بزنم ک صدای پیامک گوشیم اومد
رفتم سر گوشیم و دیدم اره برام پیام اومده ک
: مشترک گرامی خاک ت سرت، نتت باز تموم شد. خاک ت سرت. اسکل
_____________________________________________
¹: همونطور ک میدونید ایزانا و اما خواهر برادر تنی هستن. و اکاری هم خواهر تنی ایزانا و اما هست
²: خببب ت مانگا مایکی و ایزانا خیلییی بد بودن کلا از هم متنفر بودن اما اکاری و اما رابطشون رو خوب کردن
³: خانواده ی سانو هر سال ی سال خانوادگی دارن. و امروز روز خانوادگیشون بود. بماند اینو من از خودم در اوردم
بلاخره گشادیو گذاشتم کنااااررر و پارتتت دادمممم
دیدگاه ها (۴۶)

اینو خودم درس کردممممالبته یجا خیلییی بی کیفیتشو دیدم خودم ب...

ارمی بمب درس کردمممم🗿بماند ریدم🗿

کنجو🗿❤

اینم صفحه قفلممم

تهیونگ تک پارتی غمگینا/ت : سلام من ا/تم و ۲۰ سالمه ، من و ته...

بفرمایید بلاخره این پارت رو هم نوشتم حالا بخونین کیف کنین .س...

پارت ۸

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط