نطفه تمام سمفونی ها در نگاه تو بسته می شوند...

نطفه تمام سمفونی ها در نگاه تو بسته می شوند...


آن زمان که به صرافت


نوشتن ملودی عشقت می افتم..


آنقدر "دو"ر ِ تو می گردم تا ایمان بیاوری به


"ر"سالت عشقی که روی شانه های خیالم سنگینی می کنند..



"می"خوانم تو را در گام ماژور.. یک اُکتاو بالاتر از هفت نت خیال


می خوانم تو را با صدای سوپرانو تا تمام "فا"صله ها از


ادا کردن نت به نت عشقت کر، شوند...


در تصوف نگاهت، به "سُلـ"ـوک می رسم.. تا


"لا" جرعه بالا بروم.. از دیوار یقین دوست داشتن تو.. تا


رسیدن به ارتفاع "سیـــ"ــنه هایت


دوباره ریتم می گیرم روی نگاه موزیکال تو..


موزون می شوم از غِنای صدایت.. و


ارتعاش خنده هایت، همان حس سیالی است که



در عمق جانم جریان دارد..
دیدگاه ها (۱)

نطفه تمام سمفونی ها در نگاه تو بسته می شوند  آن زمان که به ص...

آغاز تمام سمفونی ها درنگاه تو بسته میشوند... آن زمان کــه...

آغاز تمام سمفونی ها درنگاه تو بسته میشوند... آن زمان کــ...

آغاز تمام سمفونی ها درنگاه تو بسته میشوند...آن زمان کــه به...

سنتور دلم طاقت مضراب نداردشوریده سرم بتکده را تاب نداردمن با...

سنتور دلم طاقت مضراب نداردشوریده سرم بتکده را تاب نداردمن با...

سنتور دلم طاقت مضراب نداردشوریده سرم بتکده را تاب نداردمن با...

سنتور دلم طاقت مضراب نداردشوریده سرم بتکده را تاب نداردمن با...

سنتور دلم طاقت مضراب نداردشوریده سرم بتکده را تاب نداردمن با...

سنتور دلم طاقت مضراب نداردشوریده سرم بتکده را تاب نداردمن با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط