من و سیگار و غم تو

من و سیگار و غم تو
طعم ناب رفتن تو!
مثل قهوه تلخ و بکره!
...
میدونم حرفم عجیبه
وقتی بودی من همون بودم که بودم!
وقتی رفتی
تازه؛ من
شاعر شدم
من.
.
.
شعر بی ربط
شعر بی وزن
شعر بی گاه
شعر بی عشق!
.
.
هرچه هست...
این منم که هستم الان
خوب، زیبا، گرم، تنها
صاف و عریان
؛
من هنوز عاشق قهوه ام
ولی حتی تو که نیستی
من دیگه تورَم نمیخوام!

-
قهوه نوش
-
از سری نوشته های #بهداد
دیدگاه ها (۴)

گل ناز ناز میکنهغنچه هاشو باز میکنهسبزه رویا میبافهقاصدک افس...

این دو شاخه سعی در به هم رسیدن دارند.حدود 8 ماه است از این م...

یک فنجان از اوست همه یادگاری من،هم طرح اسمش!رز اگر بود گلیما...

عصر یک روز زمستان با تو توی یک کافه نوپا، ته شهر. اولین قهو...

بررسی شعر «فاصله چیه؟» از (نقش) بخش نخستــــــــــــــــــــ...

داستان کوتاه: گیرنده ندارد

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط