یکی از آرمی های تمپا تعریف کرده حالا که پسرها دیگه تمپا
یکی از آرمی های تمپا تعریف کرده، حالا که پسرها دیگه تمپا رو ترک کردن. با اضافه کردن جزئیات به این عکس، و به گفته اون، تهیونگ داشته با یه لامبورگینی نارنجی با جیهوپ یا نامجون رانندگی میکرده 😭😭
اون میگه تهیونگ رو پشت فرمون دیده و کنارش کسی رو دیده که موهای بلوند داشته که احتملاً جیهوپ یا نامجون بوده.
💜: چه شانسی! خیلی کم پیش میاد یکی اینقدر باحال رانندگی کنه
جیهوپ و وی داشتن با لامبورگینی نارنجی یا یه ماشین خیلی سریع کنار من پارک میکردن، حتی دنده عقب هم گرفتن، پنجره رو پایین کشیدن و من چیزی نگفتم، احمقانه فقط نگاه میکردم.
بچهها، اینجا تو مرکز تمپا بود، نزدیک هتلشون، ولی نمیپرسم کجاش چون میخوام دوباره یه بار دیگه اونجا برم (میخنده)
اون موقع داشتم با ماشین برمیگشتم خونه، بعد دیدم یه لامبورگینی نارنجی یا ماشین اسپرت نارنجی کنار من وایساده، کمی جلوتر، بعد پنجره رو پایین آورد و ماشین کمی عقب رفت.
من نگاش میکردم و فکر میکردم: «واقعاً وی پشت فرمونه؟»
بعد دیدم کسی سرش رو بیرون آورده، انگار داره بهم نگاه میکنه، شاید فکر کرده من یکی از آشناهای اونام.
اول فکر کردم نامجونه چون موهای طلایی داشت کمی، ولی هوا تاریک بود و خوب نمیدیدمش.
فقط نمای جانبیش رو دیدم و همش تو ذهنم میگفتم: «دارم توهم میبینم؟ نمیتونه اینا باشن.» «نه، اینا نیستن.»
ممکنه به داستانهایی که عکس و فیلم ندارن، شک کنیم، اما اگه حساب کنیم که همه میگن نباید بدون اجازه ازشون عکس بگیریم پس دیگه چارهای جز این نداریم که حرفای اون رو باور کنیم. ولی راستش خیلی برام قابل تصورِ که تهیونگ پشت فرمون لامبورگینی باشه 😭
omg
اون میگه تهیونگ رو پشت فرمون دیده و کنارش کسی رو دیده که موهای بلوند داشته که احتملاً جیهوپ یا نامجون بوده.
💜: چه شانسی! خیلی کم پیش میاد یکی اینقدر باحال رانندگی کنه
جیهوپ و وی داشتن با لامبورگینی نارنجی یا یه ماشین خیلی سریع کنار من پارک میکردن، حتی دنده عقب هم گرفتن، پنجره رو پایین کشیدن و من چیزی نگفتم، احمقانه فقط نگاه میکردم.
بچهها، اینجا تو مرکز تمپا بود، نزدیک هتلشون، ولی نمیپرسم کجاش چون میخوام دوباره یه بار دیگه اونجا برم (میخنده)
اون موقع داشتم با ماشین برمیگشتم خونه، بعد دیدم یه لامبورگینی نارنجی یا ماشین اسپرت نارنجی کنار من وایساده، کمی جلوتر، بعد پنجره رو پایین آورد و ماشین کمی عقب رفت.
من نگاش میکردم و فکر میکردم: «واقعاً وی پشت فرمونه؟»
بعد دیدم کسی سرش رو بیرون آورده، انگار داره بهم نگاه میکنه، شاید فکر کرده من یکی از آشناهای اونام.
اول فکر کردم نامجونه چون موهای طلایی داشت کمی، ولی هوا تاریک بود و خوب نمیدیدمش.
فقط نمای جانبیش رو دیدم و همش تو ذهنم میگفتم: «دارم توهم میبینم؟ نمیتونه اینا باشن.» «نه، اینا نیستن.»
ممکنه به داستانهایی که عکس و فیلم ندارن، شک کنیم، اما اگه حساب کنیم که همه میگن نباید بدون اجازه ازشون عکس بگیریم پس دیگه چارهای جز این نداریم که حرفای اون رو باور کنیم. ولی راستش خیلی برام قابل تصورِ که تهیونگ پشت فرمون لامبورگینی باشه 😭
omg
- ۱۳۲
- ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط