خرم آنروز که مستم

خرم آنروز که مستم

ز در حجره درآئی

وز لبت بوسه شمارم

بشماری که تو دانی.


"خواجوی کرمانی"
دیدگاه ها (۱)

ز توکی کنار گیرم؟!که تودر میانِ جانی."خواجوی کرمانی"

هر که دلارام دید از دلش آرام رفتچشم ندارد خلاص هر که در این ...

سلام.دانی چرا نخفتم ؟تو پادشاه حسنی .

شب بخیر خورشید . من به اندازه یک ابر دلم میگیرد .

✿ کردی نخست با ما عهدی چنان که دانی ماند بدان که بر سر آن ع...

بی تو این دیده کجا میل به دیدن داردقصه ی عشق مگر بی تو شنیدن...

#دوستت_دارم و دانم که تویی دشمن جانماز چه با دشمن جانم شده‌ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط