غیر رویت هر چه بینم نور چشمم کم شود

غیر رویت هر چه بینم نور چشمم کم شود
هر کسی را ره مده ، ای پرده‌ی مژگان من
سخت نازک گشت جانم از لطافت‌های عشق
دل نخواهم ، جان نخواهم ، آن من کو ، آن من
رو مگردان یک زمان از من که تا از درد تو

چرخ را بر هم نسوزد دودِ آتش‌دان من
تا خموشم من ز گل‌زارِ تو ریحان می‌برم
چون بنالم ، عطر گیرد عالم از ریحان من
دیدگاه ها (۲۷)

روزه را تا می کنم وا با اذانِ چشمهاتکعبه ی آغوشت آمین گویِ ...

روزه می گیرَم که تا روزَم بیادَش سَر کُنَمتِشنه می مانَم که ...

تو چه کردی، که دلم را، به تنم لرزاندییک شَبه آمدی،، وُ در دل...

تو با شرم قشنگ عمق چشمانت . . .مرا وقتے تماشا مے ڪنے عشق است...

#شعر_قدیمی 🍃❤️غیر رویت هرچه بینم نور چشمم کم شودهر کسی را ره...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط