وقتی که دست نامرد از پشت زخم زد
وقتی که دست نامرد ، از پشت زخم زد
پرتاب خون به چهره ی نامرد تف کرد:
"زخم سیاه!...آه...
دیگر ، بمیر ، مرد!
کاین زخم را نه دشمن
که دست کور دوست فرود آورد..."
آنگاه
مرد رشید تنگستان
از ارتفاع فریادی
-کز سینه برنیاورد-افتاد...
وخون
چون زیر تخته سنگ سینه شتک زد ...
#ما_ایرانی_هستیم
پرتاب خون به چهره ی نامرد تف کرد:
"زخم سیاه!...آه...
دیگر ، بمیر ، مرد!
کاین زخم را نه دشمن
که دست کور دوست فرود آورد..."
آنگاه
مرد رشید تنگستان
از ارتفاع فریادی
-کز سینه برنیاورد-افتاد...
وخون
چون زیر تخته سنگ سینه شتک زد ...
#ما_ایرانی_هستیم
- ۱.۳k
- ۲۶ فروردین ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط