این مملکت هر شب

این مملکت هر شب
‏ما را با حس درماندگی و ناچاری خواب‌مان می‌کند
‏و هر صبح
‏با یک حس شرمساری که متعلق به ما نیست
‏بیدارمان می‌کند.
• اجه تملکورن
.
.....
تَتَمّه‌ی آفتاب را
برایمان می‌گذارند که گرم شویم و
پس‌مانده‌ی سفره‌ها را، که بخوریم و
اندکی از شب را، که بخوابیم و
اندکی از صبح را، که بیدار شویم و
مقداری از موسیقیِ مبتذل را،
که به آن گوش دهیم و
پیاده‌روهای تَنگ را، که قدم برداریم و
انگشتان بُریده‌شده را، که بنویسیم.

سپس از اقیانوس تا خلیجِ وطن را
برایمان می‌گذارند، که برایش بجنگیم و بمیریم.


#محمد_الماغوط
دیدگاه ها (۰)

و کاش وقتی ابر غم به گلویِ کوچکت می‌رسد،از یاد نبری شانه‌ای ...

هوش دارآنجا که در منتهای طاقت خود ایستاده ایدر ابتدای اصالت ...

با خود می‌جنگید و از خود شکست می‌خورد و بر جسد خود می‌گریست....

کسی نبود که درونش را ببیندپس بیرونش را هم به درون بردرفت تا ...

The pulse of darkness: Black sunrise

☆BETWEEN US☆P♡46________شب برای هاری، به کندیِ حرکتِ عقربه‌ه...

تو را می‌بخشم، نه به این خاطر که زخم‌هایت درد نداشتند، و نه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط