مے روم ..
مے روم ..
اما بدان یک سنگ هم خواهد شکست
آنچنان که تارو پود
قلب من از هـم گسست
مےروم...
با زخم هـــــایے مانده از یک سال سرد
آن همه برفےکه آمــد آشــیانم را شکست
مےروم...
اما نگویـے بےوفـا بود
و نمـاند
از هجوم سایه ها
دیگر نگـاهم خسته است
راســــــتے:
یادت بمـاند
از گـناه چشم تو
تاول غــربت
به روے باغ احسـاسم نشست
طـــــــرح ویران کـــردنم
اما عجیب و ســـاده بود
روےجلد خاطــــراتم
دست طوفـان نقش بست..
اما بدان یک سنگ هم خواهد شکست
آنچنان که تارو پود
قلب من از هـم گسست
مےروم...
با زخم هـــــایے مانده از یک سال سرد
آن همه برفےکه آمــد آشــیانم را شکست
مےروم...
اما نگویـے بےوفـا بود
و نمـاند
از هجوم سایه ها
دیگر نگـاهم خسته است
راســــــتے:
یادت بمـاند
از گـناه چشم تو
تاول غــربت
به روے باغ احسـاسم نشست
طـــــــرح ویران کـــردنم
اما عجیب و ســـاده بود
روےجلد خاطــــراتم
دست طوفـان نقش بست..
- ۱۶۶
- ۱۱ خرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط