Part

Part16

و نشستم کنارش و حوله یرو مالیدم به بدنش و حوله رو در آوردم با دین بدنش گریم گرفت رفتم براش لباس بیارم جلومو نمیدیدم چشمام تار بود بخواطر اشک لباس براش آوردم و همراه با گریه پانسمانش کردم و لباس پوشیدم براش و موهاشو به سشوار خشک کردم و گزاشتم بخوابه خودمم رفتم حموم لباس عوض کردم و اومدم پیشش خوابیدم


پرش زمانی به عصری.‌‌............................................................................


از خواب بیدار شدم ات هنوز خواب بود قطعا حالش خیلی بده پس بیدارش نمیکنم که دیدم خودش بیدار شد و بهم نگاه کرد

ته:ات بزار توضیح.........
ات:نمی‌خوام صداتو بشنوم(بی حال و سرد )

(مود ات: نمیخوامنم صداتو بشنومممم من تو این دیوانه خانه از همه قریب ترمممم)

ات ویو
میخواستم بلند بشم ولی خیلی درد داشتم بخواطر جیغ خیلی بلندی زدم
.
ات:جئغغغغغغغغغغغغغغ
بزور بلند شدم و حاضر شدم رفتم بیرون تهیونگ چطور میتونه همچین کاری بکنه واقعا براس متاسفم من دیگه برادری به اسم تهیونگ ندارم نمیدونستم باید چیکار کنم بل این حال خرابم گفتم برم بتر با اینکه به سن قانونی نرسیدم ولی مشروب بخورم

پرش زمانی به ۳ پیک بعد......................................................................


گارسون:خاتم داریم می‌بندیم حالت ن خوبه
ات:توکی هستی
گارسون:اووو حال شما خیلی خرابه

راوی
گارسون گوشیشو برداشت و با اثر انگشت ات بازش کرد و با ۱۰۰ تا تماس،از( عشقم ❤️)داشت فکر کرد قطعا دوست پسرشه بخواطر همین بهش زنگ زد

گارسون_الو سلام ببخشید مزاحم شدم
ته:هوییی تو کدوم خری هستی با گوشی خواهرم زنگ میزنی
کارسون:خواهرررر؟؟؟
اممممم خواهر شما الان تو بار......... هستن و خیلی مستن گقتم بیاین سراغش
ته:اععععع الان میام سراغش(نگران)

ته ویو
زود حاضر شدم و رسیدم بار رفتم تو و باااااا چند تا گارسون روبه رو شدم کهههههههه داشتننننن
دیدگاه ها (۲)

Part17دیدم یک دختر روی صندلی نشسته و انقدر مسته که سرش براش ...

Part18 اگه مامان بفهمه چی که کتک خورده داشتن تجاوز میکردم تو...

Part15دوستای تهیونگگگگگگ(فکر کردین خوده تهیونگه)زنگ تفریح خو...

Part14ات ویواصلا نمیدونم ته کجاست ولش رفتم بیرون تو راه بودم...

part19 عشق پنهان《ویوی ات》وای دروغ گفتن چقدر سخته اههه 《از زب...

Dark Loveپارت ۴

p5

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط