پارت ۷۸ ☆

پارت ۷۸ ☆
بوق ...بوق ....بوق
اه جواب بده دیگه
بوق ..بوق
رد کرد
عه خب چرا جواب نمیدی!؟
دوباره گرفتم
بازم جواب نداد
آهنگی که فرستادی بود رو ده بار گوش کردم
تمام دنیامون لمس یه حباب بود
من نمیخوام دنیام باهات حباب باشه
پرهام من عاشقتم
بهت ثابت میکنم
فقط برگرد ....!
با صدای زنگ گوشیم چشامو باز کردم
وا من کی خوابم برد ؟!!!
اوه باید برم داروخونه !
آخ جون پرهام اون جاست
صورتمو شستم و تو آینه نگاهی به خودم انداختم
چشام بدجور قرمز شده بود
بیخیال شدم و آماده شدم و رفتم طرف داروخونه
با خوشحالی در داروخونه رو باز کردم
-سلام آزیتا پرهام کجاست ؟
آزیتا :چه عجب شما ما رو دیدین ! جناب راد منش امروز تشریف نمیارن
-عه خب چرا ؟؟؟؟؟!!!!!!!
آزیتا :والا نمیدونم
بغض گلومو فشار داد ...
چرا واقعا نیومد ؟
چرا جوابمو نداد ؟
نکنه .....نه نه
******************
برای هزارمین بار شمارشو گرفتم
جواب بده لعنتی
من باید بهت بگم عاشقتم
بوق ....بوق ..سلام
-ویییییییییییییییییی سسسسسلللللااااامممممممم پرهامممممممممممممممم چه عجب جوابمو دادی !!!؟
پرهام :بگو کار دارم ....باید برم
-ترو خدا بگو داری بهم فکر میکنی بگوووو ؟بگوو هنو سر حرفت هستی بگو ؟
پرهام :فکر کردم حرفمو نمیدونم ولی .......باید ببینمت
-خب کجا بیام ؟
پرهام :امممم ساعت چنده ؟
-دوازده
پرهام :خب ۷ ساعت دیگه راس ساعت ۷ بیا به این آدرسی که واست میفرستم
-چشم
پرهام :میبینمت فعلا بوووووقققققققققققققققق
.....................
برگرفته از رمان گره #ماکانی
پارت آخر امشب شب خوش
دیدگاه ها (۱۳)

پارت ۷۹ ☆از خوشحالی جیغ کشیدم و پریدم سمت کمد چی بپوشم ؟یه ب...

پارت ۸۰ ☆یه پسره به سمتم اومد و یکم نگام کرد .....تا خواستم ...

پارت ۷۷ ☆-خب حالا خودت چی میخواستی بهم بگی !؟پرهام :هرچی باش...

پارت ۷۶ ☆بیاد سمت من ....اما پرهام یقشو محکم گرفته بود .دست ...

مافیا من

پارت ۱۰۲ رزت : اممم کیان کیان : هوم؟ رزت : حالا چقدر باید هم...

مافیای من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط