زدست زمانه دلم خون شده

زدست زمانه دلم خون شده
که رسم عشایر دگرگون شده
نه چابک سوارو نه کهنه صیاد
سران عشایر برفتند ز یاد
کجایند مردان شیرین بیان
 پریدن و رفتند همه از میان
زدست زمانه باید گریست
زبرنو بدستان دگر هیچ نیست
دریغا کجایند شیران نر
تفنگهای برنو واسب کهر
دیدگاه ها (۰)

دســت زمـــانه بباید گـریست ز برنو بدستان دگر هیچ نیست دریــ...

دســت زمـــانه بباید گـریست ز برنو بدستان دگر هیچ نیست دریــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط