تا بکنار من بُدی، بود به جا قرار دل،

تا بکنار من بُدی، بود به جا قرار دل،

رفتی و رفت راحت از خاطر آرمیده ام!
دیدگاه ها (۱)

عصرگاه جنگل، اثری از نقاش نامور روسایوان شیشکین!

دلی خواهم که از او درد خیزد، بسوزد، عشق ورزد، اشک ریزد!

گشت بلای جان من عشق به جان خریده ام!!

منم، «جان داده» در بیابان غم ات !!

آدمای‌مهربون‌بعد‌از‌شکسته‌شدن‌تو‌تنهایی‌‌یه‌آدم‌‌دیگه‌میشن. ...

رفتی تو دل ها کتاب ها دخترم:)))#مهساحجازی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط