پنجم محرم الحرام 61هجری قمری

پنجم محرم الحرام 61هجری قمری
نیروهای پراکنده در سطح شهر کوفه کم کم جمع شده و به لشکر عمر بن سعد می پیوندند. نوشته اند: شیث بن ربعی با هزار سوار به سوی کربلا روان شد.عبیدالله عده ای را مأموریت داد تا در مسیر کربلا بایستند و از حرکت کسانی که به قصد یاری حسین(ع) از کوفه خارج می شوند، جلوگیری کنند.چون گروهی از مردم می دانستند که جنگ با امام حسین(ع) در حکم جنگ با خدا و پیامبر است، در اثنای راه از لشکر دشمن جدا شده و فرار می کردند.نوشته اند: فرماندهی که از کوفه با هزار جنگجو حرکت کرده بود، چون به کربلا رسید، سیصد یا چهارصد نفر همراه او بودند و بقیه چون اعتقادی به این جنگ نداشتند، اقدام به فرار می کردند.از سخنان امام حسین(ع) با سپاه دشمن»هیهات ما تن به ذلت نخواهیم داد. خدا و رسول او و مؤمنان هرگز برای ما ذلت و خواری را نپسندیدند. دامنهای پاکی که ما را پرورده است و سرهای پرشور و مردان غیرتمند هرگز فرومایگان را بر کشته شدن مردانه ترجیح ندهند...
روحی لک الفدا یا سیدی ومولای🌷 🌷 🌷 🌷 🌷
دیدگاه ها (۱۶)

قصه هفدهم: مسلم بن عقیل (بخش دوم)

قصه شانزدهم: راهبرد امام حسین (ع) (قسمت پایانی)

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش اول)

قصه پانزدهم: امام حسین (ع) زمینه ها (قسمت پایانی)

قصه سیزدهم: امام حسن مجتبی (ع)

قصه شانزدهم: راهبرد امام حسین (ع) (قسمت دوم)

‼️ #تاریخ بدجور قضاوت خواهد کرد!✍ حتی تصوّرش نیز #شرم دارد ک...

قصه هفدهم: مسلم بن عقیل (بخش پایانی)

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش اول)

قصه نوزدهم: یاران امام حسین (ع) (بخش پایانی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط