دو ساعتی که به اندازه‌ی دو سال گذشت

دو ساعتی که به اندازه‌ی دو سال گذشت
تمام عمرِ من انگار در خیال گذشت


ببند پنجره‌ها را که کوچه ناامن است...
نسیم آمد و نشنید و بی‌خیال گذشت


درست روی همین صندلی تو را دیدم
نگاه خیره‌ی تو... لحظه‌ای که لال گذشت


چه ساعتی‌ست ببخشید؟... ساده بود اما
چه‌ها که از دل تو با همین سؤال گذشت...


گذشت و رفت و به تو فکر می‌کنم ـ تنها ـ
دو ساعتی که به اندازه‌ی دو سال گذشت



# عاشقانه ...
دیدگاه ها (۱)

هر چه این احساس را در انزوا پنهان کندمی تواند از خودش تا کی ...

آوِِخ هنوز زخمیم و رنج می برم دنیا هر آنچه داشت بلا ریخت بر ...

یک درختِ پیرم و سهم تبرها می شوممرده ام، دارم خوراکِ جانورها...

سلام ، صبح همگی بخیر ... روز خوبی داشته باشید ...

مردی که در کنارم بود

_عشق بی حدومرز _part 1ژانر: مدرسه‌ای، عاشقانه، کمی کل‌کل و ح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط