صبر کن چشم دلم نیل شود می آیم

صبر کن چشم دلم نیل شود می آیم

شعر من حضرت هابیل شود می آیم
سرزمین دلتان بتکده شد پس حالا

آسمان غرق ابابیل شود, می آیم
قوم شاعر, همه ایمان به غزلها دادند

صبر کن دفترم انجیل شود می آیم
قول دادم که بیایم به خدا حرفی نیست

دل به آیینه که تبدیل شود می آیم
مشق مان را همه ثانیه ها خط زده اند

دفتر عمر که تعطیل شود می آیم
فعلا این شعر مرا کشت فقط یک لحظه

صبر کن, قافیه تکمیل شود می آیم
دیدگاه ها (۲)

ﻧﻤﯽ ﺩﻭﻧﻢ ﺍﺯ ﮐــﺠﺎ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﻨﻢ ﻗﺼﻪ ﺗﻠﺦ ﺳـــــﺎﺩﮔﯿﻤـــﻮﻧﻤﯽ ﺩﻭﻧﻢ ﭼ...

ﻣﮕﺬﺍﺭ ﮐﻪ ﻋﺸﻖ ، ﺑﻪ ﻋﺎﺩﺕ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺷﻮﺩﻣﮕﺬﺍﺭ ﮐﻪ ﺣﺘﯽ ﺁﺏ ﺩ...

.و پشت گیج ترین جای خانه قایم شو!میان یک غزل عاشقانه قایم شو...

من نمی گیرم چرا تصویر چشمان تو را ؟دستگاه ذهن من باید خطا کم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط