دلم می خواست بفهمم
دلم می خواست بفهمم
کدام وحی شیرین
به زنبورهای عسل می رسد
که تنها بر بعضی گلها می نشینند
دلم می خواست یک دل سیر از آسمان برایم بگوید
از آسمانی که هیچ هواپیمایی ندیده میخواستم
بگوید آن درختِ به را
در کدام خواب کاشته
که شبها عطرش سرشارم می کند
می خواستم با من حرف بزند
و مرا بهم بزند
مثل باد با گندمزار
مثل اندوه با اندوه
مثل نور با تاریکی...
کدام وحی شیرین
به زنبورهای عسل می رسد
که تنها بر بعضی گلها می نشینند
دلم می خواست یک دل سیر از آسمان برایم بگوید
از آسمانی که هیچ هواپیمایی ندیده میخواستم
بگوید آن درختِ به را
در کدام خواب کاشته
که شبها عطرش سرشارم می کند
می خواستم با من حرف بزند
و مرا بهم بزند
مثل باد با گندمزار
مثل اندوه با اندوه
مثل نور با تاریکی...
- ۵۷۸
- ۰۲ اردیبهشت ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط