دین و اندیشه onlyyou 17871958

دیدگاه ها (۲)

#قسمت_چهاردهممادرم گفت:بهتری؟ فقط نگاهش کردم.همیشه زیبا بود....

قسمت پانزدهممنتظر تماسم باش! بیشتر از این نمیتوانست حرف بزند...

یا ابوفاضل هستیِ اربابی یا ابوفاضل به شبم مهتابییا ابوفاضل آ...

.مشک‌و‌از‌دست‌سکینه‌گرفت ..آروم‌سرشو‌نوازش‌کرد :برو‌توخیمه‌ع...

.نشست ، مشک‌و‌پر‌کرد ..دستاشو‌پر‌آب‌کرد ؛گلوش‌خشک‌بود ..تشنه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط