احساس میکنم که نباشی بهارنیست

احساس میکنم که نباشی بهارنیست

شعری میان دفتر این روزگار نیست



معطوف میشود به شما حس واژه ها

آقا خودت بگو مگر این افتخار نیست؟



من با سروده های همه شرط بسته ام

بیتی بدون نام شما ماندگار نیست



سین سلام سفره ی تحویل سال نو

معنای این قصیده مگر انتظار نیست؟



روزی ظهور میکنی و میرسد بهار

اما به ماه وسال و زمان اعتبار نیست



تقویم هم به گفته ام اقرار میکند

سوگند میخورد که نباشی بهار نیست

شاعر: یوسف رحیمی
دیدگاه ها (۴)

به راستی که بهار دلهایی آقا جانبا آمدنت سردی محبت هایمان از ...

ای منتظران گنج نهان می آید آرامش ج...

هر راه بجز راه تو کج خواهد شدبی لطف تو آسمان فلج خواهد شدما ...

ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی دل بی تو به جان آمد وقت است ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط