خط خوردگیهای دلم را میشمارم

خط خوردگیهای دلم را میشمارم
گاهی خراشی ساده اند
گاهی عمیق اند
برخی شبیه خاطرات رفته بر باد
گاهی چنان خط خورده اند که رفتن از یاد

"خط خوردگیهای دل من بی شمارند
زخم ها،کبودیها، خراش، خونمردگیها
اینها فقط با قلب مجروح کار دارند

با تو به دریا میزنم ، با خاطراتی
بی تو ولی من کشتی بی بادبانم

سهیل راویان
دیدگاه ها (۳)

عباس گودرزی

بهای قمار پارت 13

اشتباه‍ محض من‍ ! ...

گویا فیروزکوهی شاعر تهرانی

تکپارتی

حامد ابراهیم پور شاعر تهرانی

رمان گناهکار قسمت دومهمراه پرستار وارد اتاق شدم..زخم عمیقی ...

این هم مصاحبه یه کارشناس داوری لنگی که در ادامه صحبت هایم می...

پارت 1ا/ت:پرستارا با سرعت تخت مامانمو از اتاقش به ICU منتقل ...

پایان زمستان ، بهاری است با شمایل باد که بر لب بام ها جان می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط