مشت میکوبم بر در

مشت میکوبم بر در
پنجه می سایم بر پنجره ها
من دچار خفقانم ، خفقان
من به تنگ آمده ام از همه چیز
بگذارید هواری بکشم
آی ! با شما هستم
این درها را باز کنید
من به دنبال فضایی می گردم
لب بامی
سر کوهی
دل صحرایی
که در آنجا نفسی تازه کنم
می خواهم فریاد بلندی بکشم !
که صدایم به شما هم برسد !
من هوارم را سر خواهم داد
چاره درد مرا باید این داد کند !
از شما خفته ی چند
چه کسی می آید با من فریاد کند
دیدگاه ها (۲)

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش پنجم_جولیت_جایی می‌رویم که نمی‌شناسم و اتف...

مشت می‌کوبم بر درپنجه می‌سایم بر پنجره‌هامن دچار خفقانم، خفق...

#مشت می‌کوبم بر درپنجه می‌سایم بر پنجره‌هامن دچارِ خفقانم خف...

مشت می كوبم بر درپنجه می سایم بر پنجره هامن دچار خفقانم خفقا...

مشت می کوبم بر درپنجه می سایم بر پنجره هامن دچار خفقانم خفقا...

مشت می کوبم بر درپنجه می سایم بر پنجره هامن دچار خفقانم خفقا...

مشت می کوبم بر درپنجه می سایم بر پنجره هامن دچار خفقانم خفقا...

به تنگ آمده ام...من به تنگ آمده ام ازهمه چیز،بگذارید هواری ب...

🌵💚مشت می کوبم بر درپنجه می سایم بر پنجره هامن دچار خفقانم خف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط